فصل چهل و نهم
شيمي
(نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)
الف. باروت و فنون آتشبازي
اختراع باروت
باروت معمولي يا ((باروت سياه)) مخلوطي از شوره، گوگرد، و زغال چوب است. مسلماً گوگرد و زغال چوب را از مدتها پيش، ميشناختند. پس اختراع باروت فقط مستلزم شناختن شوره و نسبت درست اختلاط آنها بود.
براي روشن كردن موضوع بهتر است اول از شوره صحبت كنيم و به تعريف آن بپردازيم. اين امر بيشتر از آن جهت لازم است كه در آن هنگام، شوره به چيزهاي كاملاً مختلفي اطلاق ميشد.
واژهٴ niter بارها، مورد استفادهٴ نويسندگان باستاني قرار گرفته، ولي منظور آنان برخي مشتقات پتاسيم، سودا يا ساير نمكهاي قليايي بوده است. مثلاً برخي از اين نمكها، ازقبيل سديم كربنات (نمك قليا) را مصريان قديم براي مصارف گوناگون از درياچههاي بزرگ نطرون در مصر استخراج ميكردند: مانند استفاده در كفن و حنوط مردگان، لباسشويي، ذوب فلزات، و داروسازي.
واژهٴ عبري neter در كتاب امثال سليمان (باب 25، آيهٴ 20)1 ديده ميشود، ولي اين ممكن است اشاره به هر مادهٴ قليايي باشد كه موجب غليان مادهٴ اسيدي ميشود؛ در كتاب ارمياي نبي (باب 2، آيهٴ 22)، هم ديده ميشود كه اشاره به صابون است. در كتاب الاصول ابن جناح (نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم)، اين واژه چنين ترجمه شده است: 1) زاج؛ 2) شوره؛ 3) گچ (يا رُس نمدمالي).
در سدهٴ نهم، در بصره، نوعي صنعت استخراج شوره وجود داشت، چون ميشنويم زنگياني